خانه  |  فروشگاه  |  مجلات  | کتاب  |  اخبار  |  گزارش ها  |  گفتگوها  |  مقالات

پدیدآورندگان  | محصولات  |  کتاب ریگان  |  جستجو  |  ارسال کارت الکترونیکی

ویژه نامه | حوزه هنری  |  آلبوم عکس  |  آیینه نشر  |  تالار افتخارات  |  درباره ما  |  ارتباط با ما

خانه » مجلات

کاربر: مهمان (خالی)

 

من برای زنده ها آمده ام

محمد سرور رجایی

 

اشاره: آيت‌الله محمد آصف محسني‏ بي‌ترديد از برجسته‌ترين عالمان ديني افغانستان است. او كه بيش از 50 جلد كتاب در حوزه‌هاي مختلف ديني منتشر كرده‏، در دوران جهاد، رهبر يكي از احزاب جهادي افغانستان بود.
بعضي‌ها معتقدند كه او تاثيرگذارترين شخصيت مذهبي- سياسيِ امروز افغانستان است كه براي حفظ اصالت‌ها و ارزش‌هاي اسلامي افغانستان مي‌كوشد. تاسيس حوزه علميه خاتم‌النبيين(ص) و راه‌اندازي شبكه تلويزيوني «تمدن» با مديريت او در شهر كابل مويد اين مطلب است.
گفت‌وگويي كه در پي مي‌آيد‏، اگرچه در تابستان 1385 انجام شده است؛ ولي هنوز هم تازگي دارد. او معتقد است كه تلويزيون خصوصي‌اش نماينده اكثريت خاموش جامعه افغانستان است.

حضرت آيت‌الله، در آغاز مي‌خواهيم درباره حوزه علميه خاتم‌النبيين(ص) كه در بين شهروندان كابل به دانشگاه هم معروف است بيشتر بدانيم.
بسم‌الله‌الرحمن‌الرحيم. مساحت ساختمان حوزه علميه تقريباً 38 هزار متر مربع است كه زمين آن را دولت در اختيار ما گذاشته است. در اين مكان‏، دوازده ساختمان در نظر گرفته شده است كه ساخت دو- سه ساختمانش هنوز شروع نشده؛ ولي بقيه‌اش يا تكميل شده يا در شرف تكميل است. فكر مي‌كنم تا يك سال آينده تمام كارهاي عمراني‌ آن به پايان برسد. مسجد اين حوزه -كه در حال ساخت است- مي‌تواند هم‌زمان پذيراي دوهزار نمازگزار باشد. تالار سخنراني يا حسينيه گنجايش بيش از دوهزار نفر را دارد. همان‌طور كه مي‌دانيد اين حوزه در غرب كابل در كنار جاده دارالامان واقع شده است. براي تجهيز كتاب‏خانه آن 250 هزار جلد كتاب با عنوان‌هاي مختلف پيش‌بيني شده است كه با وسايل مدرن كتابداري در اختيار مراجعان قرار خواهد گرفت.
طبقه دوم اين ساختمان را به قرائت‌خانه اختصاص داده‌ايم كه ظرفيت 400 نفر را دارد. مركز تحقيقات علمي در طبقه سوم واقع شده است كه تمام محققان اعم از شيعه و سني‏، علماي ديني و استادان دانشگاه مي‌توانند در اين مركز به مطالعه و تحقيق بپردازند. همچنين تصميم داريم كه انواع كتاب‌هاي ديني، علوم تجربي، علوم انساني و غيره را در اين كتاب‏خانه جمع و ان‌شاءالله يك حركت علمي را از همين حوزه آغاز كنيم.
در كنار حوزه، مدرسه‌اي ويژه خواهران در نظر گرفته شده كه به لطف خدا به بهره‌برداري رسيده است و تعداد زيادي طلبه خانم فعلاً در آن‌جا مشغول‌ به تحصيل‌اند. دختراني كه داراي مدرك ديپلم باشند مي‌توانند در اين مدرسه به تحصيلات خود تا مقطع ليسانس ادامه دهند. از آن‌جا كه برنامه درسي «فاكولته»(دانشكده) شرعيات را براي من آورده‌اند و من آن را مطالعه كرده‌ام‏، به جرئت مي‌توانم ادعا كنم كه دختران دانشجوي ما دو برابر برنامه درسي دانشكده شرعيات دانشگاه دولتي درس مي‌خوانند.
اميدوارم در آينده نه چندان دور،‌ خواهران ما از همين دختران ِمشغول به تحصيل‌ استفاده ببرند و آنان بتوانند منشا اثر باشند.
براي مدرسان حوزه هم ساختمان‌هايي پيش‌بيني كرده‌ايم كه در داخل حوزه در دست ساخت است. خوابگاه تحصيلي نيز با ظرفيت 1500 نفر در دست ساخت است. ظرفيت كلاس‌هاي درسي اين حوزه 800 نفر است.
اميدواريم كه اين حوزه ظرف يك سال آينده و بلكه زودتر تكميل شود و خداوند توفيق استفاده از اين مكان را به مومنان و متدينان بدهد.
در مدرسه خواهران يا به عبارتي دانشكده شرعيات مخصوص خانم‌ها، هم‌زمان چند نفر دانشجو مي‌توانند به تحصيل بپردازند؟
مدرسه خواهران قابليت پذيرش 330 نفر را دارد. علاوه بر اين‌كه ما در اين مدرسه دارالقرآن هم داريم و جاي شگفتي است كه با وجود تهاجم فرهنگ بيگانه، دويست نفر از اطراف كابل براي آموزش قرآن كريم به اين مركز مي‌آيند؛ حتي بعضي از آن‌ها در مسيرشان سه ماشين عوض مي‌كنند تا به مدرسه برسند. ما به خواهراني كه ديپلم دارند كرايه ماشينشان را مي‌پردازيم؛ ولي آن‌هايي كه در كلاس‌هاي مدرسه درس مي‌خوانند و آن‌هايي كه به دارالقرآن مي‌آيند با هزينه شخصي‌شان رفت‌وآمد مي‌كنند. مدت زمان برنامه درسي آن‌ها دو ساعت در روز است كه شامل احكام و عقايد و روخواني و روان‌خواني قرآن كريم است. عده زيادي از اين خواهران هم از اهل سنت هستند؛ چون ما هيچ شرطي براي شيعه يا سني‌بودن افراد شركت‌كننده در دارالقرآن تعيين نكرده‌ايم.
استادان حوزه خواهران، زن هستند يا مرد؟
همگي زن هستند. مدتي آقاي مهدوي درس اخلاق مي‌دادند كه حالا مدرس اين رشته هم تغيير كرده و يك استاد خانم اين درس را تدريس مي‌كند.
درباره شوراي علماي شيعه بگوييد؛ آيا مركز اين شورا در همين حوزه است؟
بله، مركز شوراي علماي شيعه در همين مكان استقرار دارد. من در آئين‌نامه حوزه نيز به اين موضوع اشاره كرده‌ام، زيرا اين شورا براي جامعه افغانستان مفيد است. هيات امناء حوزه حتي بعد از من بايد دفتر اين شورا را در اختيار شورا بگذارند تا به فعاليتش ادامه بدهد.
آيا شوراي علما برنامه خاصي را دنبال مي‌كند يا فقط اعضاي آن در جلسات هفتگي و بدون برنامه خاصي گرد هم مي‌آيند؟
ما الآن در شصت فرمانداري و مراكز ولايات نمايندگي داريم و با هم در ارتباط هستيم. علاوه‌بر آن، شوراي ديگري به نام شوراي اخوت اسلامي داريم كه در بين برادران شيعه و سني جلساتي را داير مي‌كند. در جلسات اين شورا كه در شهر كابل برگزار مي‌شود؛ برنامه‌ها و تصميماتي را مد نظر گرفته‌اند. من اميدوارم كه فعاليت و كاركرد اين شورا در آينده بهبود يابد.
آقاي محسني، هدف من از طرح سوال قبلي اين بود كه آيا اين شورا در مناسبت‌هاي مذهبي مثل روزهاي ميلاد و شهادت، برنامه‌اي دارد؟
برنامه‌هاي مربوط به ميلاد يا سخنراني‌هاي ايام عزاداري را معمولاً تمام حسينيه‌ها و مساجد اجرا مي‌كنند؛ چه ما انجام بدهيم و چه ندهيم، مسئله مهمي نيست. ما مي‌خواهيم كارهاي مهم‌تري بكنيم و اين در آيين‌نامه شورا آمده است كه ان‌شاءالله اجرا خواهد شد.
در سالروز شهادت حضرت فاطمه زهرا(س) در شهر كابل ديدم كه نشاني از عزاداري نبود تا جايي كه حتي صداي موسيقي از ماشين‌هاي جوانان شيعه شنيده مي‌شد! نظر شما در اين موارد چيست؟
ببينيد وقتي به كابل مي‌آييد ديگر فكر ايران را از سر خود بيرون كنيد! شرايط اين‌جا فرق مي‌كند. فرهنگ ديني مردم ما پايين است و ضمناً بيشتر مسلمانان افغان از شيعيان نيستند.
شبكه تلويزيوني تمدن را به چه علت راه‌اندازي كرديد؛ در حالي كه پنج شبكه تلويزيوني هم‌اكنون در كابل فعاليت دارند؟
شما مي‌توانيد اين سوال را از آن پنج شبكه بپرسيد! هر جوابي كه آن‌ها دادند، جواب من هم همان است.
همان‌طور كه از نام اين تلويزيون فهميده مي‌شود؛ ما مي‌خواهيم اوضاع ملت مسلمان از ديدگاه فرهنگ اسلامي پيش برود. فرهنگ اسلامي ظرفيت تمدن‌سازي را دارد. همين فرهنگ اسلامي بود كه در اوايل دوران اسلامي، يك تمدن را به‌وجود آورد. به باور ما اگر امروز هم فرهنگ اسلامي در كشورمان جا بيفتد و جايگاه خود را پيدا كند؛ منجر به پيدايش يك تمدن مي‌شود. ما هم بنا به توصيه قرآن كريم كه مي‌فرمايد:«ربنا آتنا في‌الدنيا....» كه هم خوشبختي دنيا و هم آخرت را مي‌طلبد، مي‌خواهيم مشكلات اقتصادي و اجتماعي‌مان با حفظ ارزش‌هاي معنوي حل شوند.
شبكه تلويزيوني تمدن براي جهت‌دهي دولت چه طرحي دارد؛ آيا وارد اين عرصه خواهد شد؟
ما به هيچ‌كس نه مرده‌باد مي‌گوييم، نه زنده‌باد! نه طرفدار دولت هستيم، نه مخالف آن. نه از دولت كمك مي‌گيريم و نه از آن مي‌ترسيم.
فكر ما خدمت به ملت است. ما مي‌خواهيم نماينده اكثريت خاموش افغانستان باشيم؛ مي‌خواهيم به‌نفع آن‌ها صحبت كنيم، مصالح عمومي كشور را مطرح و همه را در قالب فرهنگ اسلامي بيان كنيم.
الگوبرداري شما در اين مسير از رسانه‌هاي تصويري كدام‌يك از كشورهاي منطقه يا جهان است؟
الگوي ما مطابق با شرايط محيطي خودمان است كه آن را اختراع مي‌كنيم و از هيچ جايي آن را نمي‌گيريم. در ضمن، به يك سلسله تجربه نياز داريم و بايد از ديگران ياد بگيريم. ولي اين يك مسئله ثانويه است و اصل قضيه اين است كه ما از جايي تقليد نمي‌كنيم.
همان‌طور كه پيش‌تر گفتم، ما شرايط محيطي خود را در نظر مي‌گيريم و از مصالح اكثريت خاموش خود حمايت مي‌كنيم. به باور ما التزام به فرهنگ اسلامي نه تنها در قرن بيست و يكم، كه در همه قرون و اعصار صدر در صد به نفع زندگاني دنيوي مردم است و ما قصد داريم اين فرهنگ اسلامي را جا بيندازيم.
نظر شما درباره نقش زن در رسانه‌هاي تصويري افغانستان چيست؟ اصلاً تلويزيون تمدن چگونه مي‌خواهد زن را معرفي كند؟
ما مي‌خواهيم زن در جامعه، مانند مرد كار كند و فعالانه حضور داشته باشد؛ ولي با رعايت حجاب و شئونات اسلامي. امروز از زن در تمام كشورها از جمله افغانستان براي انحراف نسل جوان استفاده مي‌شود. به نام آزادي و حقوق زن، او را به آخرين درجه ابتذال مي‌كشانند.
اين كار توهين به زن و مقام انساني اوست. ما مخالف اين برنامه‌ها هستيم؛ مي‌خواهيم حقوق زن به‌واسطه علم و كمالش حفظ شود؛ يعني حقوقي كه در راستاي تكامل او و جامعه باشد. حقوق آن‌ها اين است كه بايد از حقوقشان حمايت شود، نه اين‌كه آنان را به نام حقوق، ملعبه شهوت‌رانان قرار دهند.
در اين شرايط كه افغانستان به نام دموكراسي مورد تهاجم وسيع فرهنگ بيگانه قرار گرفته است؛ فكر مي‌كنيد چه تاثير و يا پيامدهايي براي فرهنگ ما در بر دارد؟
تجربه ثابت كرده كه هر وقت مسلمانان به فرهنگ خود نزديك بوده‌اند در كارهاي سياسي، اجتماعي، اقتصادي و ساير موارد نيز توفيق يافته‌اند و هر وقت از اين فرهنگ فاصله گرفته‌اند، شكست خورده و همه چيز خود را از دست داده‌اند. امروز فرهنگ‌هاي مهاجم صدها مشكل در داخل زادگاه‌شان دارند و مثل يك پيرزن عجوزه خود را مي‌آرايند. سپس همين آرايش را به مردم نشان مي‌دهند ولي قد خميده و چهره چروكيده آن عجوزه را نشان نمي‌دهند. فرهنگ‌هايي كه امروز عرضه مي‌شوند و جوانان ما را گمراه مي‌كنند‏، فاقد محتوا هستند و در زادگاه خود به بن‌بست رسيده‌اند. مشكلات اجتماعي آن‌قدر زياد است كه حد ندارد. آمار پيشرفته‌ترين كشورهاي دنيا نشان مي‌دهد كه در هر پنج دقيقه يك تجاوز به عنف صورت مي‌گيرد. در آن كشورها روابط زن و مرد و اختلاط آن‌ها كه براي ما گناه كبيره محسوب مي‌شود، مثل آب خوردن آزاد است. با تمام امكاناتي كه براي روابط جنسي زن و مرد در آن كشورها وجود دارد، باز هم فساد زياد شده است. به استناد منابع معتبر و خبرگزاري‌ها، زن در آن كشورها اگر به زندان برود به‌وسيله زندان‌بانان مورد تجاوز قرار مي‌گيرد؛ اگر زن در حرفه نظامي‌گري وارد شود، تا زماني‌كه به خواسته‌هاي شهواني صاحب‌منصب بالاتر از خود پاسخ ندهد به منصب بالاتر ارتقا نمي‌يابد. فساد همه جا را فراگرفته است. تمام داستان حقوق زن، ملعبه است. بعضي اوقات فكر مي‌كنم كه عبارت «زن و زندگي»- كه از قضا مفهومي مردسالارانه دارد- چقدر مورد خوشايند همه است! چرا نمي‌گوييم «مرد و زندگي»؟
اگر عبارت «مرد و زندگي» را از زن سوال كنيم، مي‌گويد:« زن اگر شوهر نداشته باشد، زندگاني ندارد. همه چيزش باطل است؛ كسي به او چيزي نمي‌گويد. ولي وقتي مي‌گويند «زن و زندگي» بدين معناست كه زن خوب است و زندگي زن هم به مرد وابسته است. با همين مسائل و به نام حقوق زن توانسته‌اند زنان را فريب بدهند و روزبه‌روز زنجيرهاي سياه و كثيف بردگي را بر دست و پاي زنان بيندازند؛ حتي عقل و وجدان آن‌ها را نيز اسير خود ساخته‌اند.
زن را بايد از اين اسارت آزاد كرد و او را با مقام انساني‌اش آشنا ساخت. بدين‌ترتيب همه چيز خودبه‌خود درست مي‌شود. من اعتقاد داردم كه زن هم در شرق اسير است و هم در غرب؛ ولي نحوه اسارتش فرق مي‌كند. در كشورهاي عقب‌مانده اگر مرد بميرد قهراً ميراث برادر شوهر است كه بايد با او ازدواج كند. زن تا در خانه است پدر بر سر او معامله مي‌كند و او را مي‌فروشد و پولي به نام «گله»‏ًًٌَُِِ[شيربها] مي‌گيرد تا او را به خانه شوهر بفرستد. در خانه شوهر هم از او مانند چارپايان كار مي‌كشند! زن از خود هيچ اختياري ندارد. اين يك نوع اسارت است. در غرب هم زن را به كارخانه‌هاي توليدي يا كاباره‌ها و رقاص‌خانه‌ها مي‌برند تا وسيله‌اي شود براي ثروتمندترشدن سرمايه‌داران شكم‌گنده. زن در اين جوامع از نعمت زندگي در خانواده محروم است. به عقيده من، تا زماني كه زنان به يك انقلاب فرهنگي در پناه اسلام دست نزنند، در همين اسارت باقي مي‌مانند. ما بايد به‌وسيله فرهنگ اسلامي خود زن را هم در غرب و هم در شرق نجات دهيم و بستري فراهم كنيم تا آنان به حقوق و كرامت انساني خود برسند. زن در هر حال اسير است؛ فقط نحوه اسارتش فرق مي‌كند. رنگ‌ها متفاوت است، اما جوهر قضيه يكي است. در حال حاضر تهاجم فرهنگي وجود دارد. فرهنگ اسلامي در كشور ما از قديم وجود نداشته است. اگر ما در مقابل شوروي قيام كرديم، نه از روي فرهنگ و آگاهي كه از روي احساسات مذهبي. زماني كه سيل مي‌آيد ممكن است زمين‌هاي خشك را آبياري كند؛ ولي خانه‌ها را خراب مي‌كند و فجايع بسياري به‌بار مي‌آورد. اگر ما سدسازي و به اندازه نياز خودمان از آن آب استفاده كنيم مي‌توانيم زمين را آب بدهيم، خانه بسازيم و آب‌هاي اضافي را نيز ذخيره كنيم. اما سيل اين‌گونه نيست. مصيبت به‌بار مي‌آورد. احساسات هم مثل سيل است. ما در دوران جهاد از احساسات مردم استفاده كرديم؛ ولي چون فرهنگ وجود نداشت، زود شكست خورديم و امروز وضعيت ما به جايي رسيده كه همه چيز را ازدست‌رفته مي‌بينيم. تمام اهداف جهاد فراموش شد و بهترين مجاهد ما امروز به فكر اين است كه حقوقش ضايع شده و هيچ‌گاه از اهداف صحبت نمي‌كند. در حالي‌كه آن اهداف هزاران بار از حقوق مجاهدين مهم‌تر بود. همه چيز از روي احساسات بود و ما فرهنگ ضعيفي داشتيم. طبعاً تهاجم فرهنگي، خصوصاً از طريق رسانه‌هاي سمعي و بصري تاثير دارد. البته مجلات و نشريات تاثير كمي دارند. شايد پنجاه درصد از مردم ما سواد داشته باشند و بتوانند از مطالب نشريات استفاده كنند. بنابراين، تاثيرات مثبت و منفي نشريات چندان قابل توجه نيست؛ ولي راديو و تلويزيون تاثير خود را مي‌گذارند. فرهنگ اسلامي كه ضعيف است. فرهنگ سنتي و قبيله‌اي ما نيز به بن‌بست رسيده ولي اگر ما وظيفه خود را بشناسيم؛ دراجتماع احساس مسئوليت ‌كنيم؛ به آرامي و متانت فرهنگي اسلامي خود را رواج ‌دهيم و فكر مردم را به سوي خود متمايل ‌سازيم، مسلماً مي‌توانيم تا حدود زيادي فرهنگ اسلامي را جا بيندازيم و فرهنگ توخالي مهاجم را فقط چهره كريه خود را آرايش كرده و چيز ديگري ندارد، به بن‌بست بكشانيم. اما فرهنگ ما معنويت و غنا دارد. ما بايد دين را به موسيقي فطرت تعبير كنيم، زيرا دين فطرت را نشانه مي‌گيرد و آن را تحت تاثير قرار مي‌دهد. اين بزرگ‌ترين سرمايه ماست.
مي‌گويند«موسيقي، غذاي روح است». موسيقي شهوات حيواني انسان را نيز تحريك مي‌كند؛ اما دين به فطرت آدمي مراجعه مي‌كند و عوارض جانبي را ناديده مي‌گيرد و ضربتي پيش مي‌رود و فطرت را بيدار مي‌كند. اگر ما بتوانيم اين كار را بكنيم، مسلماً موفق مي‌شويم.
مسئولان جمهوري اسلامي افغانستان با استفاده از چه راه‌كارهايي مانع تهاجم فرهنگي بيگانگان خواهند شد؟
چنين فكري در اين‌جا وجود ندارد.
آيا موسيقي به‌عنوان يك هنر به تلويزيون تمدن راه مي‌يابد؟
خير.
اگر بحث رقابت پيش بيايد، آيا تلويزيون تمدن قادر به رقابت با شبكه‌هاي ديگر خواهد بود و با چه امكاناتي رقابت خواهد كرد؟
اين بحث زود است. من حالا هر چه بگويم در حد فرضيه است. هم‌اكنون مي‌توانم شعارهاي زيبا و تند و تيز بدهم؛ اما اين كار بيهوده است. بايد ديد كه ما در عمل چه كاري مي‌توانيم انجام بدهيم، چه امكاناتي داريم، چقدر ذوق داريم، چقدر همت داريم و چقدر اراده داريم. بايد همان موقع در مورد اين مسئله قضاوت شود. نه اين‌كه بچه‌ای را كه هنوز به‌دنيا نيامده، از چشمان بادامي‌اش صحبت كنيم.
در اين چند روزي كه در كابل بودم، مسئله‌اي را ديدم كه سخت مرا آزار مي‌دهد. مي‌خواهم آن را به‌عنوان آخرين سوال مطرح كنم. با توجه به پرشدن ظرفيت گورستان‌هاي شهر كابل، آيا شما جايي را براي گورستان آينده شيعيان كابل در نظر گرفته‌ايد تا آن را از دولت بگيريد؟
ببينيد‏، من با مرده‌ها سر و كار ندارم. من براي مرده‌ها نيامده‌ام، براي زنده‌ها آمده‌ام. مي‌خواهم زنده‌ها را از مردن نجات بدهم؛ از مردن معنوي. بحث مرده‌ها در حيطه ديگران است. ده‌ها نفر در اين باره اقدام كرده‌اند و گاهي كه پيش من آمده‌اند، سفارش‌هاي خود را كرده‌ام؛ اما از نتيجه كار چيزي نمي‌دانم.
خودم هم به اين موضوع فكر نمي‌كنم. مي‌خواهم تا زماني كه زنده‌ام با زنده‌ها كار كم. فكر ما را به طرف قبرستان نبريد! ما حالا كارهاي زيادي داريم كه بايد انجام بدهيم.
در پايان دعا مي‌كنم كه خدا تلويزيون و تمام امكانات ما را در راه رضاي خود و خدمت به دين و مصالح مردم صرف بگرداند و به ماتوفيق بدهد كه به مردم خود خدمت كنيم. ان‌شاءالله به توفيقات شما هم بيفزايد.
متشكرمë

 

» نسخه قابل چاپ     » ارسال صفحه برای دوستان

 

 

Soreie Mehr - Header

تمامی حقوق اين پايگاه متعلق به شرکت سوره مهر می باشد. استفاده از مطالب اين پايگاه با ذکر منبع، مجاز است.

تعداد بازديد از صفحات: 17360971